تبليغاتX
هفته نامه شهرستان های مهر و لامرد -
با ارائه و ثبت نظرات خود ما را در انجام هر چه بهتر و پربارتر این مسوولیت یاری فرمایید

آيت الله علامه حاج سيد عباس موسوي مهري

اسطوره علم و تقوي در آسمان اجتهاد و ديانت

ولادت:

مانند بسياري از بزرگان و به علت نبود سازماني که مانند امروز عهده دار ثبت تولد يا وفات باشد،تاريخ دقيق تولد مرحوم آيت الله مهري مشخص نيست و شايد چنانکه از بعضي نوشته هاي ايشان استفاده مي شود بين سالهاي 1324 تا 1327 هجري قمري بوده که اين بزرگوار در مهر ديده به جهان گشود.

پدر ايشان مرحوم آيت الله حاج سيد محمد موسوي مهري مي باشد که به علت تبحر در روايات و اخبار و احاديث اهل بيت(سلام الله عليهم اجمعين)، "محدث مهري" لقب گرفتند.مرحوم آيت الله سيد محمد موسوي مهري پس از تحصيل در حوزه علميه نجف اشرف، به خرمشهر سفر کردند و در اين شهر با استقبال پر شور مردم روبرو شدند و به علت اصرار آنان، در اين شهر سکني گزيده و به عنوان عالم مورد اعتماد نه تنها براي مردم خرمشهر؛ بلکه براي ساير شهرها و شهرستان هاي منطقه قرار گرفتند و ديري نگذشت که آوازه علم و زهد و تقواي آن مرحوم از مرزها گذشت و ساکنان دو طرف اروند رود تيز به خيل ارادتمندان ايشان پيوستند.

مرحوم آيت الله حاج سيد عباس موسوي مهري در باره شخصيت پدر ، اينچنين نوشته اند:"ايشان معروف به جود و کرم و منزل ايشان هيچگاه خالي از ميهمان نمي ماند. همچنان که معروف به فضيلت و زهد و در ميان مردم جايگاهي والا داشتند؛ در ابواب حديث اطلاع وسيع و در فهم کتاب الله(قرآن کريم) نظري بس عميق داشتند." ايشان ادامه مي دهند:" و من اگر به توفيقاتي نائل آمده ام از برکت دعاي خير ايشان بوده است"

مادر آيت الله  حاج سيد عباس موسوي مهري وارث شخصيت پدري بودند که ثروت و قدرت و مديريت را در خود جمع نموده و به عنوان کلانتر مشهور بودند.

پس از تولد آيت الله مهري، پدر ايشان جهت ادامه تحصيل حوزوي به نجف اشرف مهاجرت و سرپرستي وي را مادر ايشان عهده دار شدند.هنوز ايشان به سن هفت سالگي نرسيده بودند که مادر ايشان او را به مکتب سپردند تا از قافله علم عقب نماند و مقدمات علوم آن روز را که خواندن و نوشتن و يادگيري قرآن کريم و کتاب هاي دعا و آمثالهم بود فرا گيرد.

چندي نگذشته بود که آن بانوي با شخصيت و مادر مهربان، دار فاني را وداع و فرزند نوجوان و با استعداد خود را که در آن روز تنها 12 سال از عمر مبارکش مي گذشت به يتيمي و داغ مادر سپردند و شايد اراده خداوند بود که او مادر را در اين سن نوجواني از دست بدهد تا به مهاجرت وي که موجب شکوفايي استعدادهايش بود سرعت بخشد.

پس از فوت مادر، پدر آيت الله سيد عباس موسوي مهري که از استعدادهاي فرزند خود آگاه بودند، او را به نزد خود خرمشهر برد و به حوزه علميه آبادان و خرمشهر سپردند.

هنوز چند سالي نگذشته بود كه حوزه هاي علميه خرمشهر و آبادان بر استعدادهاي اين جوان تنگ آمد و تنها نجف اشرف و حوزه هزاران ساله آن بود كه مي توانست جوابگوي همت والا و استعدادهاي خدادادي وي باشد، به همين خاطر با موافقت پدر و كمك بعضي از دوستان جهت تكميل دروس حوزه به نجف اشرف در جوار بارگاه ملكوتي باب علم پيامبر اسلام عزيمت نمودند و آرزوي پدر و پسر به تحقق پيوست.

نسب:

خانواده موسوي مهري يكي از خانواده هايي است كه نسب آنان به سيد محمد عابد فرزند امام موسي كاظم(ع) منتهي مي شود.

سيد محمد عابد برادر امام علي بن موسي الرضا(ع)و همچنين برادر حضرت احمد بن موسي، شاه چراغ(ع) و در صحن وي مدفون است و اين خانواده و بسياري ديگر از خانواده هاي مشهور سادات موسوي ؛ نسب آنان از طريق سيد ابراهيم مجاب كه در كربلا در جوار جد بزرگوارش حضرت ابي عبدالله الحسين(ع) و در يكي از رواق هاي حرم مطهر مدفون است، به سيد محمد عابد منتهي مي شوند.

در قرن دهم هجري جد اين خانواده، سيد احمد مدني و فرزندان و اصحاب وي و خانواده هاي آل حاج و آل عباد و آل الشخص در احساء و آل ابوطبيخ و آل حمامي و ... در عراق و بسياري از خانواده هاي ديگر در ايران و عراق و بحرين و کويت و ديگر بلاد، از مدينه منوره مهاجرت و به سرزمين احساء پناه آوردند. در احساء در بدو ورود با تهاجم مجموعه اي از اعراب مخالف روبرو شدند و ناچار به ترک منطقه شدند تا به قريه تويثير در 10 کيلومتري هفوف پايتخت احساء که در دامنه تپه بلندي واقع است رسيدند و در اين منطقه با استفاده از موقعيت سوق الجيشي تپه و غاري که در پشت تپه قرار داشت، موفق شدند دشمن را شکست داده و براي هميشه از آن منطقه دور سازند و تا به امروز ساکنين اين قريه و قريه ديگري به نام جاره که در کنار آن قرار دارد، همگي از احفاد سيد احمد مدني مي باشند که تاکنون وطن اصلي پس از مدينه منوره را ترک نکرده اند.

شکست اعراب مهاجم گرچه پس از استقرار در تويثير موجب دوري آنان از منطقه شد ولي فشار حکومت هاي وقت به کلي از بين نرفت و موجب هجرت هاي پياپي عده اي از احفاد و نوادگان سيد احمد مدني به مناطق مختلف گرديد.

يکي از اين هجرت ها در قرن يازدهم يا دوازدهم هجري به ايران صورت گرفت که مهاجران مورد استقبال پادشاهان صفوي قرار گرفتند و بسياري از خانواده هايي که در برخي از مناطق جنوبي فارس زندگي مي کنند يادگاري از آن هجرت ها مي باشند.

با وجود گذشت دو يا سه قرن از بعضي از آن مهاجرت ها ، هنوز ارتباط با وطن اصلي يعني تويثير برقرار است و طرفين با يکديگر به عنوان عمو زاده برخورد مي کنند.

د رنجف اشرف:

مرحوم آيت الله مهري در سال 1343 هجري قمري به همراه والد بزرگوارش پس از تشرف به زيارت عتبات عاليات و پس از زيارت سيد الشهدا، در روز عرفه به نجف اشرف باز گشتند و در ميهماني يکي از علماي آن روز نجف قرار گرفتند.

پدر پس از اطمينان از فراهم آوردن وسايل زندگي براي فرزند خويش که براي اولين بار به غربت و به دور از پدر و مادر و فاميل سفر کرده بود تر ک کرده و به خرمشهر باز مي گردند.

نجف اشرف براي مرحوم آيت الله موسوي مهري يک رويا بود که اکنون تحقق يافته بود ، پس مي بايست با سعي و کوشش در طلب علم، شکر اين نعمت را بجاي مي آورد و شايد اين داستان کوتاه که خود آن بزرگوار نقل فرموده اند بهترين شاهد اين مدعي باشد که آن مرحوم تا چه حد به اين شکرگزاري پايبند بوده اند. از ايشان چنين نقل شده است که:

"در ايام جواني و قبل از ازدواج در يکي از مدارس حوزه علميه نجف اشرف به فراگيري علوم ديني مشغول بودم و شبها طبق معمول حوزه ، به مطالعه ومراجعه و تحقيق آنچه در آن روز از اساتيد فرا گرفته بودم مي پرداختم و تا پاسي از شب به اين کار اشتغال داشتم؛ بعضي از شبها که زودتر احساس خستگي مي کردم با خاموش کردن چراغ آماده خواب مي شدم اما با توجه به اينکه در گوشه و کنار مدرسه، هنوز چراغهايي در حال سوختن بود، يعني کساني از طلاب هنوز مشغول مطالعه بودند و من دريغم مي آمد که من زودتر از ديگر طلاب مطالعه را ترک و خود را به خواب بسپارم، پس بار ديگر چراغ را روشن و به مطالعه مشغول مي شدم و پس از اطمينان کامل از خاموشي همه چراغهاي مدرسه، به خود اجازه مي دادم به رختخواب بروم.

اساتيد:

تحصيل د رحوزه هاي علميه عادتاً به دو مرحله تقسيم مي شود که مرحله اول آن سطح و مرحله دوم را خارج مي گويند . در مرحله اول علوم مقدماتي فقه يعني قواعد زبان عربي و منطق و علم کلام و تفسير و کتابهايي در علم فقه و اصول تدريس مي شود. از خصوصيات اين مرحله اين است که درس ها همه بر اساس کتاب هاي مشخصي تدريس مي شود و غالباً اساتيد  متعرض آراء خود نمي شوند بلکه تنها به شرح آنچه در کتاب آمده است مي پردازند. اما در مرحله دوم که مرحله تعمق در ابحاث فقهي و اصولي است و استادان اين مرحله را مراجع و مجتهدان تشکيل مي دهند؛ کتاب معيني مورد بحث قرار نمي گيرد و استاد با طرح مساله معيني آراء فقهاي مختلف را مورد بحث و بررسي قرار مي دهد و سپس به بيان راي خود مي پردازند.(البته متن از يکي از کتب فقهي انتخاب ولي به آراء بزرگان ديگر نيز پرداخته مي شود)

مرحله سطح:

مرحوم آيت الله موسوي مهري ،چنانکه از بعضي دست نوشته هاي ايشان پيداست، هنگام ورود به حوزه علميه نجف، دروس مرحله سطح را از ابتداي آن آغاز نفرمودند ، چرا که در حوزه هاي علميه آبادان و خرمشهر قسمت اعظم اين دوره را فرا گرفته بودند.

از اساتيد آن مرحوم در اين مرحله اطلاع زيادي در دسترس نيست، تنها آنچه از نوشته هاي ايشان استفاده مي شود که اين بزرگواران در اين مرحله از اساتيد ايشان در اين مرحله بوده اند:

1-مرحوم عالم زاهد سيد علي نوري

2-مرحوم ميرزا ابوالحسن

3-مرحوم شيخ حبيب

4-ميرزا فتاح تبريزي

5-ميرزا محمود شيرازي

در اين نوشته ها به اينکه کدام يک از اين بزرگان تدريس کدامين ماده علمي را بر عهده داشته اند اشاره اي نشده است.

مرحله خارج

خود آن مرحوم در برخي از دست نوشته هايشان اين مرحله را چنين توصيف مي فرمايند:

"پس از آنکه دروس مرحله سطح را به پايان رساندم،بحث خارج مرحوم شيخ محقق آيت الله العظمي آقا ضياء عراقي را که مشهور به تقوي و فضيلت و حسن بيان بودند، آغاز نمودم .

در اين درس، حضور بسياري از علما و فضلاء حوزه که پس از چندي خود از زعماي حوزه و به مرجعيت رسيدند، چشمگير بود(مانند آيات عظام حکيم، شاهرودي،خويي و ...)

اما در فقه به درس مکاسب شيخ محقق آيت الله العظمي ناييني حاضر مي شدم که اين حضور تقريباً 4 سال بطول انجاميد و در سال 1355 هجري قمري اين محقق فرزانه نداي حق را لبيک گفتند و به لقاء الله پيوستند. خداوند ايشان را مشمول عنايات واسعه خود قرار دهد و خدمات علمي آن بزرگمرد علم و تقوي را اجر جزيل دهد.

پس از وفات مرحوم ناييني دروس فقه رانيز نزد مرحوم محقق آقا ضياء عراقي که بحث خارج مصباح الفقيه را تدريس مي نمودند ادامه دادم. اين فقيه الهي نيز چندي نگذشت که به ديدار اولياي خود شتافتند و دار فاني را وداع گفتند(رضوان الله تعالي عليه)

پس از رحلت اين دو عالم بزرگ و جليل القدر به در س فقه و اصول يکي از شاگردان بارز ناييني، فقيه اهل البيت مرحوم آيت الله العظمي سيد محمود شاهرودي روي آوردم"

بدون شک حضور در حلقه درس چني بزرگاني که در زمان خويش بر قله علم و عمل و فقاهت و تقوي تکيه داشتند، به اضافه همت والا و پشتکاري خستگي ناپذير، از مرحوم سيد عباس موسوي مهري علامه اي گرانقدر ساخت که آوازه شهرتش از مرزهاي حوزه علميه نجف اشرف فراتر رفته و نام ايشان به عنوان مرد فقاهت و علم در هر جا که سخن از فقاهت و تقوي بود طنين انداز گشت.

 

شاگردان آيت الله موسوي مهري

يکي از ويژگيهاي حوزه هاي علميه اين است که تدريس علوم فقه و اصول يا مقدماتي به نحوي بود که فارغ التحصيل هر علم مي توانست استاد آن علم باشد و به تدريس آن ماده اشتغال داشته باشد و اين خود دانشجوي جدي و خوش فهم را از ديگر کساني که به بودن در حوزه دلخوش بودند، متمايز مي ساخت.

مرحوم علامه موسوي مهري که از دو صفت خوش فهمي و پشتکار سهمي بس فراوان داشتند، مورد توجه طلاب حوزه بودند و طلاب زيادي در پاي درس ايشان حاضر مي شدند که از ميان آنان مي توان به علامه محقق مرحوم حاج سيد محمد نوري فرزند عالم زاهد مرحوم سيد علي نوري که چنانچه اشاره شد؛خود استاد مرحوم آيت الله مهري بودندو شايد استعداد سرشار و پشتکار فراوان به اضافه ملکات اخلاقي اين شاگرد، ايشان را بر آن داشت که او را جهت استادي فرزند انتخاب کند.(در کتاب جکامه کوثريه که مشتمل بر قصيده مشهور کوثريه اثر شاعر بزرگ اهل بيت عليهم السلام و عالم فقيه حوزه نجف اشرف مرحوم سيد رضا هندي و يکي از زيباترين قصائد در مدح اميرالمومنين (ع) است و زبانزد خاص و عام است؛ اين کتاب به اضافه قصيده کوثريه تخميس ها و همچنين ترجمه فارسي آن نيز آورده است که يکي از آن ترجمه ها از مرحوم نوري است که به صورت قصيده اي بزبان فارسي سروده اند. در اين کتاب بيوگرافي و شرح زندگي آن مرحوم بيان شده است و در قسمت اساتيد ايشان؛ به مرحوم آيت الله مهري اشاره شده است.

(جکامه کوثريه،ص 53، چاپ اول 1370 هجري شمسي،موسسه تحقيقات و انتشارات طور)

غير از مرحوم نوري،گفته مي شود مرحوم شيخ جواد دشتي از اساتيد و فضلاي حوزه علميه نجف اشرف نز از محضر معظم له استفاده مي نموده است.

جايگاه علمي:

مرحوم آيت الله سيد عباس موسوي مهري با درک محضر استاداني چون نائيني و آقا ضياء عراقي و امثال اين بزرگان، و با همت و پشت کار و کوشش خستگي ناپذير، و با شور و شوق زائد الوصفي که ايشان را  به حوزه هزار ساله نجف اشرف کشانده، حوزه‌اي که بدست شيخ الطائفه طوسي تأسيس، و در طول تاريخ هزار ساله شاهد پرورش استعدادهاي ده ها تن از بزرگان علم و فضيلت و تقوا همچون: کاشف الغطاها، صاحب جواهرها، صاحب حدائق‌ها، شيخ مرتضي انصاري ها و بالاخره نائيني ها، تا در کنار مرقد مطهر باب علم پيامبر عظيم الشأن اسلام بدرس فقه اهل البيت عليهم السلام مشغول شود، ديري نپائيد که استعدادهايشان شکوفا، و به مراحل علمي بالائي نائل آمدند و بعنوان يک عالم والا و يک مجتهد دانا مورد توجه محافل قرار گرفتند.

مجلس هفتگي ايشان در شبهاي جمعه (ايامي که در نجف بودند) گرچه عنوان مجلس روضه را دارا بود ولي در حقيقت محفلي علمي بود که بزرگاني چون مرحوم ميرزا باقر زنجاني، مرحوم شيخ صدرا بادکوبي، مرحوم سيد احمد اشکوري ، مرحوم شيخ محمد تقي هرندي، و ده ها نفر از فقهاء و علماي وقت نجف اشرف، و گاهي مرحوم آيت الله العظمي خوئي که هنوز مرجعيت عامه به ايشان نرسيده بود، شرکت مي کردند و با طرح مسائل فقهي ، مورد ابتلاء عامه مردم، انهارا مورد بحث قرار مي دادند، و هر يک از اين بزرگان رأي استدلالي و اجتهادي خود را ابراز مي داشتند، و ساعتها اين بحثها ادامه مي يافت.

(خداوند همه آن بزرگان را غريق رحمت واسعه خود بفرمايد، و آنان را با اوليايشان محمد و آل محمد محشور بفرمايد)

کتاب «الافاضات في حکم مشکوم التذکيه من الحيوانات» از تأليفات آن مرحوم نمودي از قدرت علمي، احاطه بر آراء فقهاء بزرگ قديم و معاصر، و مناقشه ورد بعضي از آن آراء، حتي آراء استادان بزرگ خود چون نائيني، و شاهرودي، و فقيهان معاصر و مراجع وقت خود چون مرحوم خوئي و حکيم ميباشد.

شايد اين داستان کوتاه که خود نگارنده طرف آن بوده‌ام نشانگر اهميت علمي اين کتاب باشد: (نگارنده سيد محمد علي موسوي فرزند بزرگ مرحوم آيت الله موسوي مهري)

نگارنده مي گويد: پس از رحلت والد معظم روزي به ديدار يکي از مجتهدان سالکن کويت که بنمايندگي از مرحوم آيت ا... حکيم در بين مردم اين سرمين بقضاوت معروف بودند، رفتم و نسخه‌اي از کتاب افاضات را بايشان هديه نمودم و خود را بايشان معرفي نمودم که با استقبال و احترام روبرو، و از اين هديه يعني کتاب افاضات تشکر نمودند، پس از چندي بار ديگر به جلسه هفتگي ايشان رفتم و با استقبال بيشتري مواجه شدم و هوز کاملا ننشسته بودم که از مرحوم والد «علامه سيد عباس موسوي مهري» سخن به ميان آوردن و با قسم ياد کردند که اين مرد مجتهد مسلم بوده و اين کتاب شاهد گويائي بر اين مدعا است، و جاي بسي تأسف است که پس از فوت ايشان تجليلي که در خور شأن ايشان باشد در کويت از ايشان بعمل نيامد، و خطبائي که در مجالس ترحيم ايشان منبر رفتند، با جهل به مقام آن علامه برزگوار از او بعنوان يک روحاني ساده ياد کردند.

معظم له نه تنها در فقه و اصول بلکه در عقايد و علم کلام تبحر داشتند، و در مناقشات مذهبي با مخالفان از مهارت خاصي برخوردار بودند، و بگفته دوستان ايشان گاهي که دسته جمعي با بعضي از استادان فقه و اصول حوزه براي استراحت به نخلستان هاي خارج از نجف پناه مياوردند، مناقشات مذهبي بين اين بزرگان صورت ميگرفته، و بدين گونه آمادگي علمي خود را در برخورد با مخالفان مذهب اهل البيت عليهم السلام بيش از پيش محکم ميساختند.

در اين مناقشات هر گاه ديگري بعنوان مخالف وارد مناقشه و بحث ميشدند، بزودي توسط مرحوم علامه مهري مغلوب، ولي هر گاه عکس آن يعني ايشان بعنوان مخالف بحث مي کردند اقناع ايشان کاري بس مشکل بود، و اين خود بر احاطه کامل ايشان به حقائق تاريخي و به روايات و احاديث فريقين، دلالت دارد.

ايشان همچنان بر ساير علوم مقدماتي حوزه نيز تسلط کامل داشتند به نحويکه حافظ هزار بيت الفيه ابن مالک بودند، و حفظ اين هزار بيت به اين معني است که حافظ يک دوره کامل علم نحو بوده‌اند، چنانکه حافظ متن کتاب «کبري در منطق» بودند، کتابي که شامل خلاصه‌اي از علم منطقه است، و در حوزه علميه نجف بعنوان مقدمه‌اي بر منطق تدريس مي شد.

آثار قلمي:

متأسفانه به جز کتاب « الافاضات في حکم مشکوک التذکيه من الحيوانات» که چنانچه بدان اشاره شد کتاب فقه استدلالي، و گواه بر اجتهاد آنمرحوم است، نوشته اي باقي نمانده، و ساير نوشته هاي ايشان دستخوش حوادث اسفبار عراق صدام کشته، در عهد اين جنايتکار تاريخ و در سالهاي بعد 1980 ميلادي يعني بعد از شهادت مرحوم آيت ا... العظمي صدر آن مرجع گرانقدر و اين نابغه دوران، و خواهر مکرمه‌اش بنت الهدي، منزل مرحوم موسوي مهري در نجف اشرف توسط نيروهاي بعثي اشغال و تخريب شد، و از نوشته هاي ايشان اثري باقي نماند.

نام بعضي از نوشته ايشان که متأسفانه اکنون از دسترس خارج شده باين قرار است:

1-   رساله في الاجتهاد و التقليد

2-   شرح دعاء مکارم الاخلاق (دعاي 20 از دعاهاي صحيفه سجاديه)

3-   تقريرات بحث مرحوم نائيني

صفات اخلاقي:

رهبران عظيم الشأن اسلام و در رأس آنان پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله از اخلاق بعنوان هدف از بعثت ياد کرده اند، بلکه در روايتي که از رسول الله (ص) نقل شده، فرموده اند: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» انگيزه بعثت من تنها و منحصرا تکميل اخلاق فاضله انسانها بوده است.

پس سزاوار است که هر مسلماني در راه اين هدف گام ردارد، بخصوص کسي که در راه کسب معارف رباني، گام برداشته، و براي تحصيل علوم ديني بکنار مرقد معلم اخلاق پس از پيامبر اسلام پناهنده شده است.

مرحوم علامه موسوي مهري همچنان که در راه تحصيل علوم کوشا بودند، و به پيشرفتهاي که بدانها اشاره شد نائل آمدند، از تهذيب نفس، و اتصاف بصفات اخلاقي نيز غفلت نورزيدند، و نه تنها جنبه هاي علمي، و نظري و فلسفه اخلاق را فرا گرفتند، که از خود مثال عالم عامل و نمونه‌اي از اخلاق فاضله قرار دادند.

1-زهد و تقوي:

زندگي ساده و دور از تجملات، مظهري از مظاهر زهد و تقواي آن بود ،احتياط در مصرف حقوق شرعيه علي رغم آنکه کاملا در دسترس ايشان بود و بسياري از مردم کويت حقوق خود را از طريق ايشان ادا مي کردند، مظهري ديگر از مظاهر زهد و تقواي وي بشمار مي آيد، تا آخر عمر با برکت خويش از خريد يخچال برقي ياکولر خودداري نمودند، و با وجود سردابهاي نجف اينگونه وسائل را تجملات ميدانستند، و به خود اجازه نميدادند که براي خريد آنها از حقوق شرعيه استفاده کنند.

2-تواضع و فروتني:

قال تعالي: " و عبادالرحمن الذين يمشون علي الارض هونا. و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»

و بندگان (خاص) خداي رحمان آنان هستند که بر روي زمين به تواضع و فروتني راه روند و هرگاه مردم جاهل به آنها خطاب و عتابي کنند ، با سلامت نفس ( و زبان خوش) جواب دهند.

(سوره فرقان – آيه 63)

اولين صفت که خداوند تبارک و تعالي براي بندگان خاص خود بيان فرموده، تواضع و فروتني است، و کسب اين خصلت براي آنان که در راه عبوديت حضرت حق جل و علا گام بر مي دارند، يک امر الزامي است، و اين الزام براي کساني که تحصيل علوم ديني و فقاهت را هدف قرار داده‌اند رنگ بيشتري بايد داشته باشد، اگرچه براي اينان دو حجاب ياد و پرده ضخيم و تيره در بيش است که جز به توفيق و مدد الهي از آنها مشکل مي توان گذشت، و چه بسا کساني که در علم به مقامات بالائي نائل آمده بودند و در پاي اين دو برده يا يکي از آنها سقوط کردند.

اين دو حجاب يا دو پرده عبارتند از:

1-علم

2-موقعيت اجتماعي

اما علم و غرور علمي و تأثيرات منفي آن در کسب صفت تواضع بر کسي پوشيده نيست، و اين بت بزرگ و نيرومند در طول تاريخ بسياري را به بيماري کبر و خود پرستي، که خود در حد شرکت بالله است کشانده .

حب جاه و رياست يا موقعيت اجتماعي نيز از جمله حجابهائي است که صاحبش را از درک حقائق زندگي باز مي دارد، و به خود پرستي مي کشاند.

مرحوم علامه موسوي مهري که با اين دو حجاب روبرو بودند، و اولين آنها يعني علم چنانکه بدان اشاره شد در ايشان به نحو چشمگيري بروز کرد، و اما از نظر موقعيت اجتماعي مورد توجه خاص بزرگان حوزه يعني علما و مراجع وقت بودند و در ميان عامه مردم نيز از احترام و تقدير خاص برخوردار بودند، ولي در نتيجه خلوص نيت و با توکل به پروردگار آنها را کنار زده بودند، و توفيق رسيدن به صفت تواضع نصيبشان شده بود، و در اين صفت والا قدمي ثابت پيدا کرده بودند به نحويکه تواضع و فروتني يک خوي اصيل در ايشان جلوه گر بود و هر کس برخوردي با او پيدا مي کرد، از لحظه نخست متوجه اين اخلاق الهي مي گشت.

تواضع و فروتني آن مرحوم مخصوص افراد يا طبقات معيني نبود، بلکه با همه: عالم و غير عالم، خويشان يا کساني که هيچگونه رابطه فاميلي نداشتند، فقرا يا اغنيا رفتاري متواضعانه داشتند، و بدينگونه هر کس با ايشان برخوردي پيدا مي نمود، از ارادتمندان وي مي گشت.

جايگاه اجتماعي:

عالمي با عمل و فرزانه‌اي والا، که صفات اخلاقي پسنديده‌اي همچون، تواضع و فروتني، جود و کرم، کمک بفقرا و مستمندان، و رسيدگي به مشکلات مردم و سعي در حل آن، در خود جمع کرده بودند ، امري طبيعي است که مورد مهر و محبت، و عشق و علاقه، و ارادت و لطف، همه آنان که با وي برخوردي داشتند ، قرار گيرد.

مرحوم علامه موسوي مهري چنان محبوبيتي در ميان علماي نجف داشتند، که پس از فوت وي برخي از آنان در مراسم تشييع شرکت داشته و مانند مادري که جوان خود را از دست داده باشد هاي هاي ميگريستند.

محبوبيت آنمرحوم تنها در نجف و در ميان علماي نجف نبود، در کويت نيز ارادتمندان چنان علاقه‌اي بايشان داشتند که هرگاه ميخواستند بزيارت عتبات مشرف شوند، بايشان گفته مي شد به زيارت حضرت عباس مي رويد، و مقصود آنان مرحوم علامه سيد عباس موسوي مهري بود، در آبادان و خرمشهر نيز که مردم با آن مرحوم آشنائي داشتند، به مناسبت فوت ايشان دسته هاي سينه زني به راه افتاد و شعراي اين منطقه با سرودن شعر به دوست داران او تسليت گفتند.

آخرين رمضان از يک عمر پربار

مرحوم علامه موسوي مهري رمضان سال 1380 هجري قمري را، برخلاف سالهاي قبل در نجف اشرف و در کنار بارگاه سيد الموحدين، و امام المتقين گذراندند، و چون از ايشان علت پرسديه شد، در جواب فرمودند: شايد بعد از اين توفيق بودن کنار اين بارگاه را در اين ماه بزرگ پيدا نکنم. گويا هاتف غيب نواي مرگ را در گوش جان آن بزرگوار دميده بود.

در آن سال آن مرحوم شور و هواي ديگري داشتند، شبها تا دير وقت در حرم مطهر علوي ميماندند، و ساعتها در آنجا به عبادت مشغول مي شدند، و چون به منزل باز مي گشتند، و با ايشان صحبت از تأخير در رجوع به منزل به ميان مي آمد، همان جواب را مي دادند و از خانواده ميخواستند تا او را به حال خود گذارند که شايد اين آخرين رمضان باشد چنين توفيقي حاصل شده تا در کنار جد بزرگوار خود در نجف اشرف باشند.

بقيه وقت خود را در منزل بودند و وقت خود را به کارهاي علمي، بخصوص مراجعه نهائي کتاب «الافاضات» مشغول بودند، و اين کتاب را براي تقديم به چاپخانه آماده مي ساختند.

ماه مبارک رمضان آن سال به همانگونه که اشاره شد سپري گرديد. هنوز هفته اول ماه شوال سال 1380 هجري قمري نگذشته بود که بعضي از دوستان با اتومبيلهاي خود براي بردن ايشان به کويت آمدند، و پس از چند روز توقف در نجف به قصد بازگشت از طريق بغداد به کاظمين سفر کردند.

يکي از دوستان که در اين سفر ايشان را همراهي ميکردند حالات او را چنين توصيف مي نمود:

« آنمرحوم بيشتر وقت خود را در حرم مطهر جوادين (کاظمين) ميگذراندند، از ايشان خواستيم شبها پس از نماز مغرب و عشاء و زيارت زودتر به هتل براي صرف شام باز کردند، در جواب از ما خواهش کردند، شام خود را صرف کنيم و منتظر نمائيم، و اضافه ميکردند شايد ديگر توفيق زيارت نصيبم نشود و ميخواهم از زيارت اين دو بزرگوار سير شوم.»

روز 11 شوال فرا رسيد، و قافله کوچکي مرکب از تنها دو اتومبيل که در يکي از آن دو مرحوم علامه موسوي مهري جاي داشت، کاظمين را بقصد کويت ترک نمود.

دوستان همراه ، نکته هائي از احوالات ايشان در اين سفر بيان داشته‌اند که همه حاکي از اين حقيقت است که روح آن بزرگوا آگاهانه از عالم سفلي، عالم ماده، آماده پرواز به عالم بالا، عالم لقاء الله مي شد. قافله همچنان پيش ميرفت تا آنکه به شهر قرنه از شهرهاي جنوب عراق که در نزديکي بصره قرار دارد، گذشت. اتومبيل حامل آنمرحوم هنوز چند کيلومتري از اين شهر دور نشده بود که با دختر بچه‌اي تصادف نمود و راننده کنترل اتومبيل را از دست داده اتومبيل از جاده خارج و به کنار جاده که نسبتاً عميق بود سقوط کرد. اتومبيل دوم فراميرسد، و متوجه فاجعه مي شود: علامه موسوي مهري دار فاني را، پس از آنکه از اتومبيل خارج شده‌اند و به سوي قبله خوابيده اند، وداع گفته و به عالم بقاء، آنجا که ديدار ميسر است شتافته اند. خبر  وفات عالمي جليل به شهر قرنه مي رسد، و عالم شهر همراه با مردم آن اجازه نمي دهند قبل از تجليل از آن بزرگ مرد و تشييع رسمي او در شهرشان جنازه به نجف اشرف حمل شود. خبر وفات مرد علم و تقوي مرحوم علامه حاج سيد عباس موسوي مهري در نجف اشرف قلب دوستداران او را، که چه بسيار بودند، چنان داغدار نمود که اشکهاي شخصيتهائي چون مرحوم آقا ميزاباقر زنجاني را از ديدگان جاري ساخت.

و بالاخره جسد آن بزرگوار پس از تشييع با شکوه در وادي السلام نجف اشرف و در کنار بارگاه آن کس که آن مرحوم بدو عشق مي ورزيد، و همه آنچه را که از علم و فضل دارا بود از يمن و برکات او مي دانست، و او را عزيز خطاب مينمود، به خاک سپرده شد.

فرزندان آيت ا... مهري:

فرزند ارشد جناب سيد محمد علي موسوي مهري جامع علوم حوزوي و دانشگاه و فارغ التحصيل رشته حقوق از فرانسه يک دوره رئيس کانون وکلاء کويت و در حال حاضر وکيل پايه يک دادگستري

حجه الاسلام و المسلمين حاج سيد محمد باقر موسوي مهري از علماء برجسته کويت و نماينده مراجع تقليد بويژه مقام معظم رهبري

دکتر سيد محمدصادق موسوي مهري دکتراي روانشناسي باليني و استاد دانشگاه کويت و مشاور فرهنگي اميرکويت فارغ التحصيل آمريکا

مهندس سيد محمد حسين موسوي مهري فارغ التحصيل رشته الکترونيک از ژاپن

سيد محمد جعفر موسوي فارغ التحصيل دانشگاه کويت

دامادهاي آن مرحوم:

1-  حجه الاسلام والمسلمين سيد محمد کاظم سجادي پدر ارجمند شهيدان ارجمند سيد احمد و سيد محمود سجادي و از ائمه جماعات شيراز

2-   حجه الاسلام و المسلمين سيد امرا... تقوي از ائمه محترم جماعات شيراز

3-  حجه الاسلام و المسلمين حاج سيد علي حسيني مهري از اساتيد حوزه علميه قم و پدر بزرگوار شهيد سيد محمدتقي حسيني مهري

4-   حجه السلام و المسلمين سيد ابوالحسن نوري مهري امام جمعه محترم خرمشهر و جانبار جنگ تحميلي

5-  حجت الاسلام والمسلمين سيد جلال موسوي،نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي و از قضات عالي رتبه دادگستري

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت   توسط مردم و جامعه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هفته نامه سراسری سیاسی فرهنگی اقتصادی اجتماعی مردم و جامعه
صاحب امتیاز و مدیر مسوول: رحیم حمزه
سردبیر و سرپرست شهرستان های مهر و لامرد: سید علی اصغر علامه(رئیس شورای شهر مهر)
دبیر تحریریه: سید حسن حسینی المدنی
فعلا بصورت دو هفته نامه منتشر میشود
لطفاَ نظرات و انتقادات و پیشنهادات خود را با شماره09327100435 در میان بگذارید




"هفته نامه "مردم و جامعه" برآن است با بهره گیری از توان بالای دانشجویان و فرهنگیان و نسل جوان شهرستان های مهر و لامرد نسبت به تبیین رسالت اصلی خویش که همانا اطلاع رسانی شفاف و روشن در جهت احقاق حقوق تک تک شهرها و روستاههای مهر و لامرد بپردازد وزمینه ای برای تعامل گروه های مختلف سیاسی و فرهنگی و جناح های مختلف منطقه اعم از لامردی و مهری را فراهم آوریم و در این راستا دست نیاز و همکاری به سوی تمامی اقشار منطقه اعم از دانشجو، کارمند،طلبه،فرهنگی،کارگر،کشاورز،دانش آموز و...دراز می کنیم.
امید است نشریه مردم و جامعه نیز محملی مناسب برای بیان ایده ها وزمینه ساز رشد وبالندگی هر چه بیشتر مردم خوب و فهیم هر دو شهرستان لامرد و مهر را فراهم آورد."

بخشی از پیام سردبیر مردم و جامعه در شماره اول نشریه به مناسبت آغاز انتشار مردم و جامعه

پیوندهای روزانه
پایگاه مقاومت شهیدکلاهدوز روستای خالده
نرمان جلس
پالایشگاه گاز پارسیان شهرستان مهر
مهر سینا
دکتر قاسم مقیمی
آشنایی با دیدگاههای حاج یوسف صادقی مدیریت فرودگاه بین المللی لارستان
اخبار شهرستان مهر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
پیوندها
وبلاگ بچه های چاه ورز
فيلتر شكن
آهنگ وفا(زرتشت صفری)
دست نوشته های یک وکیل(رضا جوکار)
داود نصير
علی قادری
شبکه خبری تمرو(کاری از بچه های علامرودشت)
جبهه مشارکت منطقه تهران
دبیرستان نمونه شهید نصیری لاری
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
سید محمد خاتمی
سایت امروز
دکتر سید مصطفی معین
سایت اطلاع رسانی نوروز وابسته به جبهه مشارکت
دکتر سروش
دکتر معصومه ابتکار
دکتر محسن کدیور
سید محمد علی ابطحی
بنیاد باران
مکتوب(مهاجرانی-کدیور)
عباس عبدی
عمادالدین باقی
شیرین عبادی
کریم ارغنده پور
دکتر محمد علی نجفی
احمد شیرزاد
سید حسین مرعشی
مزروعی
دکتر سید مصطفی تاج زاده
لطف الله میثمی
انجمن صنفی روزنامه نگاران
خانه احزاب ایران
انتخاب زنان
هاشمی رفسنجانی
همسخن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM